Bookbot

مارک بیکر

    پپا به تعطیلات می رود
    پپا با کامپیوتر بازی میکند 5
    جورج سرما می خورد
    دنیای پپا 8
    تولدت مبارک!
    داستان پپا / ۳۱
    • داستان پپا / ۳۱

      • 30bladzijden
      • 2 uur lezen

      روزی روزگاری خوک کوچولوی دوست داشتنی و بامزه ای بود به نام پیا که بیشتر از هر چیز دیگری در تمام دنیا، عاشق بالا و پایین پریدن توی چاله های پُر از گل بود دوست داری با پیا بیشتر آشنا شوی؟

      داستان پپا / ۳۱
    • تولدت مبارک!

      • 30bladzijden
      • 2 uur lezen

      تولد پپاست و برای همین او خیلی هیجان دارد. جشن تولد یعنی یک عالمه هدیه و بازی و فوت کردن شمع و خوردن کیک خوشمزه. هورررا! پیا موقع فوت کردن شمع های کیکش چشم هایش را می بندد و آرزو میکند، اما فکر میکنی آرزویش برآورده میشود؟

      تولدت مبارک!
    • دنیای پپا 8

      بادکنک جورج

      جورج عاشق دایناسور است. اما وقتی بابابزرگ برایش بادکنکی میخرد که شکل دایناسور است نخش را رها میکند و بادکنکش دور میشود و بالا و بالاتر میرود. فکر میکنی کسی میتواند کاری کند و نگذارد بادکنکش تا ماه بالا برود؟

      دنیای پپا 8
    • هوا سرد و بارانی است. جورج بیرون از خانه با پپا بازی میکند اما دوست ندارد کلاهش را به سرش بگذارد. برای همین سرما میخورد. فکر میکنی دکتر خرس قهوه ای میتواند کاری کند تا حال جورج بهتر شود؟

      جورج سرما می خورد
    • مامان امروز با کامپیوتر خانوادگی کار میکند چون یک عالمه کارهای مهم دارد اما پیا و جورج میخواهند با کامپیوتر بازی کنند. دوست داری با پیا و جورج همراه شوی و ببینی آنها بالاخره موفق میشوند مامان را راضی کنند یا نه؟

      پپا با کامپیوتر بازی میکند 5
    • تعطیلات شروع شده و پپا و خانواده اش میخواهند با هواپیما به ایتالیا بروند. در ایتالیا همه چیز آن قدر جالب و دیدنی است که پپا خرسی را جا می گذارد. آیا بالاخره پپا موفق میشود خرسی طفلکی را پیدا کند و با خودش به خانه برگرداند یا نه؟

      پپا به تعطیلات می رود